قیمت دختران سرزمینم

نوشته شده توسط پرهون در 1396/03/03  •  ارسال نظر »

خودم شروع کردم به صحبت کردن فوق لیسانس دارم. در حال حاضر تجارت می کنم ،رقیبان هم به پای بنده نمی رسند. فرمول های که من برای خرید در تجارت انجام می دهم. هیچ یک از تاجران نمی دانند.   

پدرش پرسید ؛قیمت دختر عفیف ومتدین چقدر است؟ در فکر فرو رفتم ،۱۰۰،۲۰۰،۱۰۰۰،یا سال تولد ۱۳۶۵،نمی دانم قیمتش چند است!

سرم را پایین انداختم ودر پاسخ گفتم،شما چه قیمتی روی آن می گذارید؟ 

پدرش گفت:قیمت ندارد!…

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خرمشهر ها در پیش است

نوشته شده توسط زهرا حاجی حسینی در 1396/02/30  •  1 نظر »

روزها و ساعت‌های پر فراز و نشیب و متلاطمی رو سپری کردیم. اما چه کنیم که همان بازی‌های نازیبا، ما رو از داشتن و چشیدن طعم خوش دولتی خدوم و جهادی و باتقوا محروم کرد. 

فارغ از همه‌ی تحلیل های موجود انچه مهم و حیاتی است بازسازی بدنه‌ی نیروهای انقلابی و حفظ وحدت ایجاد شده برای خدمت و شنیدن ندای محرومان و مستضعفان و فتح خرمشهرهاست  .

تا ما هستیم دیگر کسی در پی برجام‌های رنگارنگ نیست.

همه باهم همچون سربازانی گمنام و بی‌ادعا مرحمی باشیم بر دل انهایی که صدایشان شنیده نشد و خواستند دندان در دهانشان خرد شود.

من اینجا و از این لحظه مصمم‌تر در راه انقلابی‌گری و به ثمر نشستن رویش‌های انقلاب در صحنه هستم.

اشتراک گذاری این مطلب!

طرح 2+1

نوشته شده توسط زهرا حاجی حسینی در 1396/02/29  •  ارسال نظر »

چند روز پیش  امام خامنه ای در دیدار با اقشار مختلف مردم بر حضور و مشارکت حداکثری مردم در انتخابات تاکید کردند و فرمودند که همه ی جهانیان نظاره گر ما هستند.

بعد از این فرمایشات بنده و جمعی از دوستان بر ان شدیم که کاری بکنیم در راستای تقویت حضور مردم.

یکی از دوستان طرحی رو پیشنهاد دادن به عنوان طرح ۲+۱

یعنی هر فردی که در انتخابات شرکت میکنه بگرده و در اطراف خودش دو نفر از کسانی که به نحوی با صندوق ها قهر هستن یا بر اثر فشارهای اقتصادی این دوره نمیخوان رای بدن رو پیدا و قانعشون بکنن که شرکت کنن.

جلسه ای با حضور موثرین و فعالین محل تشکیل شد. در اواسط جلسه یکی از خانوم ها گفت:اگر ما این افراد رو ترغیب کنیم و اونها به غیر اصلح رای بدن ما باید قیامت هم پاسخگوی خدا باشیم هم مردم.

یکی دیگه گفت: من رای نمیدم چون نمیدونم اصلح کیه از قیامت میترسم.

برام خیلی جالب بود چقدر مخاطب شناسی شیطان در امر تبلیغ و دعوت به شر دقیقه.

میدونه این ادم اهل مسجد, و منبر و جلسه ی تفسیر و اینهاست و از همین قالب نفوذ کرده.

در جواب اونها گفتم اگر شما تحقیق کردید و به این نتیجه رسیدید که اقای فلان اصلح است و رای دادید اما بعدا معلوم شد این طور نبوده شما مواخذه نمی شید و اشتباهات اون فرد متوجه شما نیست.

جلسه تموم شد ولی خیلی ها حرفایی روی دلشون سنگینی می کرد، باخودم گفتم ای کاش به جای یک ماه سخنرانی یک طرفه و تبلیغ، یک مناظره یا تریبون ازاد میذاشتیم که مردم حرفهاشون رو بزنن…

اشتراک گذاری این مطلب!

همه باهم..

نوشته شده توسط zeynab.d.n در 1396/02/28  •  ارسال نظر »

امروز روز آخر تبلیغات انتخاباتِ

فردا قراره همه برن پای صندوق رأی و به انتخاب خودشون رأی بدن.

این روزها خیلی­ها بدون هیچ ترس و واهمه ای رأی خودشونو اعلام کردن و گفتند که کاندید مورد اعتمادشون چه کسیِ؟

بعضی ها هم اما..

ترسیدن.

از تهمتی که به خاطر انتخابشون بهشون زده می­شد.

تهمت ها­ی تلخی که این روزها باعث جدایی دوستایی شد که شاید مدت طولانی همدیگرو میشناختن ولی به دلیل اختلاف رأی سیاسی و نداشتن اخلاق سیاسی و نداشتن ظرفیت پذیرش حرف مخالف ریسمان دوستی شون سست شد.

چرا باید به کسی که به کاندید مخالف من اعتقاد داره و اونو قبول داره بگم ضد انقلاب و یا ولنگار مذهبی و یا بی بصیرت و یا به حامی اون یکی بگم عقب افتاده و متحجر و دشمن ملت ..؟؟؟

مگه اون حق رای نداره؟

مگه حقوق شهروندی هردوی ما یکسان نیست؟

پس چرا اونو از قیامت میترسونم و به خودم اجازه میدم به خاطر انتخابش قیامتش زیر سوال ببرم؟

بیایید اخلاق مدار باشیم و باهم رأی بدیم و به رأی هم احترام بزاریم.

شنبه وقتی نام رئیس جمهور منتخب اعلام بشه همه­ ی ما وظیفه داریم به خاطر کشورمون هواشو داشته باشیم.

رئیس جمهور من هر کسی باشه بدون نقص نخواهد بود. اشتباهاتشو ببینیم و نقدش کنیم و از منتخب خودمون یک بت بی نقص نسازیم …

پس

 بدون کینه

بدون تعصب

به انتخاب هم احترام بزاریم. هرچه که باشد هم از صمیم قلب و هم در ظاهر.

همه باهم برای یک ایران آباد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شاه سوال خوشبختی

نوشته شده توسط zeynab.d.n در 1396/02/24  •  7 نظر »

خونه ما معمولا تلوزیون خاموشه و فقط زمانی که به درد کلافگی دچار می‌شم به ناچار می‌رم سراغ کنترل و دکمه قرمزشو با بی میلی فشار می‌دم..گاهی اوقات انگار بخت با من یاره و درست زمانی روشن‌ش می‌کنم که یه برنامه نزدیک به ذائقه من درحاله پخشه.. مثلا نمایش آشپزی البته منهای تبلیغ قابلمه و پلو پزو کباب پزش که حوصله رو سر می‌بره…

دیروز که بازم درد کلافه‌گی‌ها و بی‌حوصلگی‌ها سراغم اومده بود، تلویزیون روشن کردم، برنامه‌ی دورهمی بود، اقای مدیری مشغول پرسیدن شاه سوال‌ش بود، آیا احساس خوشبختی می‌کنید عمیقا؟

نگاهی به همسرم انداختم و ازش خواستم که او هم بدون فکر جواب بده! سریع گفت: بله چون تو رو دارم…

جواب صریح‌ش اصلا من رو قانع نکرد، چون همه مثل من مخاطب خاص ندارن!

سوالم رو طور دیگری پرسیدم، آخه رو چه حسابی باید بگیم خوشبخت هستیم یا نه؟

همسرم هم سوالم رو با سوالی که استادشون سر کلاس مطرح کردن جواب داد! اگر جواب‌تون به این سوال بله باشه معلومه آدم خوشبختی هستید، اینکه از خدای خودت راضی باشی، آیا راضی هستی؟

من به جوابم رسیدم، شما چی؟

آیا شما احساس خوشبختی میکنید؟

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4